تبليغاتX
المیرا - وصف حال ما جوانها
ایران
دلم گرفتــــه ازین روزهای تکراری


ازین نوشتن ِ بی انتـــــهای تکراری


ازین عبور و مرور ِخیال ِ عصیانگر


ازیـن قلـــم زدن ِ بی ریــای تکراری


دگر نمی شود اینگونه ساده بود اما،


هنـــوز مانده به قلبم، هوای تکراری


چقدر خسته ام از سایه های اطــراف


چقدر خسته تر از این نـوای تکراری


و باز هم ستاره نیامد!...دلـم گرفت !


ازین همه خبــر و مبتــــدای تکراری


چگونه تازه شوم وقتی ازخودم دورم؟


و یا که غوطه ورم در دعای تکراری


چقـدر قصّه نوشتم ز راز ِ زنــدگی ام


ز عشق و بودن و این ادعای تکراری


همیشه زخم ِ دلم را به صبر آغشـتند


ولی اثـــر که ندارد ، دوای تکراری !


دلم هوای رسیــدن به آســمان دارد..

.
دگر بــریده ازین، انــزوای تکراری ...


 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 23:31  توسط المیرا |