تبليغاتX
المیرا - جستجوی ...
ایران
 

پشت دیواری که نامش زندگیست (خانه) دارم ...

هر صبح در جستجوی یک در . یک روزنه . حتی ...

از شرق تا میانه راه غرب . میروم


اما غروب میرسد و

افسون گم شدن خورشید در پشت تیغه ی دیوار ...

پاها ..چشم ها .. و آرزو هایم را در ذره زمان محصور میکند ..


تا فردا با تابش دوباره خورشید ...

به پا خیزم در جستجوی دری دیگر ...


خوشا خورشید که در لحظه طلوع بر پوست دیوار جاری میشود ..

ودر اوج... بی خبر از غروب ..


بی اعتنا به شب ... به آنسویش سر می کشد ! ...

آنسوی دیوار چه خیال انگیز است ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 23:28  توسط المیرا |