تبليغاتX
المیرا - باز هم مثل قبل
ایران
يادداشت های سياه .::
ارزشمندترين،گرانبهاترين شادي ها در سخت¬ترين،زجرآورترين لحظات ياس نهفته تنها،تنها آنكه صد سال پيراهن شب،افق چشمانش بوده ارزش يك لحظه طلوع را مي¬فهمد! لحظه¬اي كه ساعت¬هايش را ساكنين شهر آفتاب نمي¬شناسند! اگر براي پژواك سپيده دم فردا آرزويي داشته باشم خواهم گفت زير گوش قاصدك هرگز ساعت¬هايم را به فراواني لبخند مبتلا نكن شب يلدا،بلند،سياه خاطره انگيز زيرا چشمك آفتاب رنجور فردا صبحِ كوتاهِ يلدا نه،ثروتي كم بها نيست! هيچ و هرگز از «سركشيده بالا بلندي» راه قله نناليدم آنقدر كه رنج بالا رفتن هست آن سوي قله لذت پايين آمدن هست بي هيچ شك؛ به لطف جبر طبيعت! پس بناليد و بياييد،هر چه سختي كه راه قله¬ي سعادت زندگي تحمل سختي¬هاست
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 19:24  توسط المیرا |